أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

274

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

اهل تحقيق گفته‌اند : هرك آن آواز « 1 » يك‌بار « 2 » شنيد « 3 » و لبيك گفت « 4 » ، يك‌بار حج كند . و هرك دو بار « 5 » لبيك گفت « 6 » ، دو بار « 7 » حج كند ؛ « 8 » هكذى الى سبعين فصاعدا . « 9 » پس از اقطار عالم روى به زيارت « 10 » خانه نهادند و خليل ايشان را مناسك در آموخت . پس گفت بار خدايا ، من دعوت كردم و ايشان اجابت كردند ، آمدند و خانه را زيارت كردند ، ثواب ايشان چه خواهى داد ؟ خطاب آمد : به عزّت و پادشاهى من هرك گرد اين خانه هفت بار طواف كند ، ايمان او تمام گردانيدم « 11 » و هفت اندام او را از آتش دوزخ آزاد « 12 » گردانيدم و نسبت او با قربت خود پيوستم « 13 » و هفت در دوزخ برو در بستم « 14 » ، و ببساط امانش راه دادم « 15 » و هشت در بهشت به دو بازگشادم « 16 » ، و بپذيرفتم كى هرك تا قيامت « 17 » اين زيارت كند « 18 » با وى من اين معاملت كنم . اين خانهء زيارت است و اين زيارت « 19 » بر توانگران است . « 20 » قال اللّه تعالى : « 21 » « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا . » « 1 - » خليل « 22 » گفت : پادشاها اگر درويشى خواهد كى اين زيارت كند و برگ راهش نباشد كى بدين بقعه آيد « 23 » تدبير او چه باشد ؟ ملك تعالى مىگويد « 24 » : بواسطهء زبان « 25 » پيغمبر . « 26 »

--> ( 1 ) - « آن آواز » ندارد ( 2 ) - + آن روز ( 3 ) - ندارد ( 4 ) - گفته است ( 5 ) - + گفته است ( 6 ) - « لبيك گفت » ندارد ( 7 ) - + و هر كه بيشتر بيشتر الى سبعين ( 8 ) - « حج كند » ندارد ( 9 ) - از « و هكذى الى . . . » ندارد ( 10 ) - بدان ( 11 ) - گردانم ( 12 ) - حرام ( 13 ) - پيوندم ( 14 ) - « و هفت در دوزخ برو در بستم » ندارد ( 15 ) - دهم و هفت در دوزخ به دو در بستم ( 16 ) - گشايم ( 17 ) - + « تا قيامت » ندارد ( 18 ) - + تا قيامت من ( 19 ) - + واجب ( 20 ) - + قوله تعالى ( 21 ) - « قال اللّه تعالى » ندارد ( 22 ) - + عليه السلام ( 23 ) - رحلت كند ( 24 ) - گفت ( 25 ) - + مصطفى صلى اللّه عليه و سلم ( 26 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء آل عمران / 91